حضرت محمد(ص)

زندگینامه , جنگها و احادیث

سخنانی از حضرت محمد:

1. أیها الناس إن ربکم واحد و إن أباکم واحد کلکم لآدم و آدم من تراب «إن أکرمکم عندالله أتقاکم» و لیس للعربي علی أعجمي فضل إلّا بالتقوی.

 

ای مردم، به درستی که خدای شما یکی است و پدر شما یکی است و همه شما از حضرت آدم علیه السلام هستید و حضرت آدم علیه السلام از خاک است. به درستی که بزرگوارترین شما نزد خداوند متعال باتقواترین شماست. برای شخص عرب بر شخص غیر عرب فضیلتی نیست مگر به سبب تقوا.

 

 

2. لا شيء أحق بطول سجن من لسان و قال: لسانک سبع إن أطلقته أکلک.

 

هیچ شیئی مثل زبان مستحق تر از زندان طولانی نیست و فرمودند: زبانت شیر درنده ای است که اگر او را رها کنی تو را از بین می برد.

 

 

3. الأمانة تجلب الرزق و الخیانة تجلب الفقر.

 

امانت، رزق و روزی و خیانت فقر را جلب می کند.

 

 

4. خصلتان لیس فوقهما من البر شيء: الایمان بالله و النفع لعبادالله و خصلتان لیس فوقهما من الشر شيء: الشرک بالله و الضرر لعباد الله.

 

دو صفت است که خوبی ای بالاتر از آن نیست: ایمان به خداوند متعال و بهره رساندن به بندگان خدا و دو صفت است که بدی ای بالاتر از آن نیست: شرک ورزیدن به خداوند متعال و ضرر رساندن به بندگان خدا.

 

 

5. علیک بالشکر فإنّه یزید في النعمة و أکثر من الدعاء فإنک لا تدری متی یستجاب لک و إیاک و البغی فإن الله قضی أن من بغي علیه لینصرنّه الله... و إیاک و المکر فإن الله قضی أن لا یحیق المکر السیء إلا بأهله.

 

بر تو باد به شکر نمودن پس به درستی که شکر نمودن نعمت را فزونی می بخشد و زیاد دعا کن پس به درستی که تو نمی دانی زمانی مستجاب می شود برای تو در حالی که ظلمی به تو شده است خداوند متعال روا می دارد نسبت به کسی که به آن ظلم شده، که او را یاری نماید و بر حذر باش از مکر و حیله پس خداوند متعال روا داشته است که برنگرداند مکر سوء را مگر به اهل آن.

 

 

6. أوصاني ربي بتسع، أوصاني بالإخلاص في السر و العلانیة و العدل في الرضا و الغضب والقصد في الفقر و الغنی و أن أعفو عمن ظلمني و أعطي من حرمني و أصل من قطعني و أن یکون صمتي فکرا و منطقي ذکرا و نظري عبراً.

 

سفارش فرموده است خداوند متعال مرا به هفت چیز: سفارش فرموده به اخلاص در پنهان و آشکار و عادل بودن در رضایت و خشمگینی و اقتصاد پیشه کنم در فقر و دارائی و اینکه ببخشایم کسی را که به من ظلم کرده است و عطا کنم به کسی که مرا محروم کرده است و ارتباط برقرار کنم با کسی که با من قطع رابطه کرده و سکوت من فکر و گفتارم ذکر و نظرم عبرت گیری باشد.

 

 

7. العبادة سبعة أجزاء أفضلها طلب الحلال و قال: أفضلکم إيماناً أحسنکم أخلاقاً.

 

عبادت هفت جزء دارد که با فضیلت ترین آنها به دست آوردن حلال است. و فرمودند با ایمان ترین شما خوش اخلاق ترین شماست.

 

 

8. مروءتنا أهل البیت العفو عمن ظلمنا و اعطاء من حرمنا.

 

مرام ما اهل بیت علیهم السلام گذشت است برای کسی که به ما ظلم کرده و بخشش است برای کسی که ما را محروم کرده است.

 

 

9. العلم خزائن و مفاتیحه السئوال، فأرسلوا رحمکم الله فإنه یؤجر أربعة: السائل، و المتکلم، و المستمع و المحب لهم و قال: أقربکم مني غداً في الموقف (القیامة) أصدقکم للحدیث و أدّاکم للأمانة و أوفاکم بالعهد و أحسنکم خلقاً و أقربکم من الناس.

 

علم همچون صندوقچه هایی است که کلیدهای آن سئوال کردن است. پس سئوال کنید خدا شما را رحمت کند چرا که چهار نفر از این کار سود می برند: سئوال کننده، جواب دهنده، شنونده، و دوستار آنها. و فرمودند نزدیک ترین شما فردا در مواقف قیامت راستگوترین شما در گفتار، ادا کننده ترین شما در امانت و باوفاترین شما در عهد و بهترین شما در اخلاق و نزدیک ترین شما به مردم می باشند.

 

 

10. سائلوا العلماء و خاطبوا الحکماء و جالسوا الفقراء، و قال: فضل العلم أحب الي من فضل العبادة و أفضل دینکم الورع.

 

از علماء سئوال کنید و با حکماء صحبت کنید و همنشین فقراء باشید و فرمودند: ارزش علم نزد من بیشتر از عبادت است و بالاترین دینداری شما ورع می باشد.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:45 توسط فاطمه پوررنجبر |


خلاصه از جنگها

غزوه بدر

در سال دوم هجرت جنگ بدر پیش آمد. در این جنگ نابرابر تعداد لشکر دشمن 

950نفر بود، با آمادگی رزمی ، اما عده مسلمانان فقط 313نفر بود. 
مسلمانان با نیروی ایمان و با فداکاری کامل جنگیدند و در مدتی کوتاه دشمنان 
خود را شکست دادند. کفار با 70کشته و 70اسیر و بر جای گذاشتن غنائم جنگی بسیار 
فرار کردند. و دشمن سرسخت اسلام ابو جهل نیز در جنگ کشته شد. این پیروزی سر فصل 

950نفر بود، با آمادگی رزمی ، اما عده مسلمانان فقط 313نفر بود. 
مسلمانان با نیروی ایمان و با فداکاری کامل جنگیدند و در مدتی کوتاه دشمنان 
خود را شکست دادند. کفار با 70کشته و 70اسیر و بر جای گذاشتن غنائم جنگی بسیار 
فرار کردند. و دشمن سرسخت اسلام ابو جهل نیز در جنگ کشته شد. این پیروزی سر فصل 

پیروزیهای دیگر شد.

جنگ احد

یک سال بعد از جنگ بدر، دشمنان اسلام با تجهیزاتی سه برابر جنگ بدر، به 

قصد انتقام به سوی مدینه حرکت کردند. پیامبر (ص ) با یاران مشورت کرد و در 
نتیجه قرار شد در کناره کوه احد، صف آرائی کنند. در آغاز جنگ ، مسلمانان - با 
عده کم ، ولی با نیروی ایمان زیاد - پیروز شدند، ولی  بخاطر آن که محافظان دره ای  
که در پشت بود، سنگر را به طمع غنیمتهای جنگی  ترک کردند، شکستی بر لشکریان 
اسلام وارد شد و عده ای از جمله حمزه عموی دلاور پیامبر (ص ) کشته شدند، ولی بر اثر 
فداکاریهای علی (ع ) که زخم بسیار برداشته بود و دیگر دلاوران و شیوه تازه ای که 
پیامبر (ص ) در جنگ احد به کار بست ، دیگربار مسلمانان گرد آمدند و به تعقیب 
دشمن زبون شده پرداختند و سرانجام این جنگ به پیروزی انجامید.

غزوه خندق یا ( احزاب )

جمعی از یهودیان از جمله قبیله "بنی نضیر" در مدینه بسر می بردند. پیامبر

(ص ) در ابتدای کار، با آنان پیمان دوستی و همکاری بست ولی اینان همیشه با نفاق 
و دورویی ، درصدد بودند که ضربت خود را بر اسلام وارد کنند. پیامبر مکرم (ص ) با 
همه رافت و رحمت ، در برابر نفاق و توطئه ، گذشت نمی فرمود و منافق را تنبیه 
می کرد. 
طایفه بنی نضیر وقتی در مدینه نقشه های خود را نقش بر آب دیدند، با مشرکان 
مکه و چند طایفه دیگر همدست شدند و در سال پنجم هجرت ، سپاه عظیمی که شامل ده 
هزار نفر مرد شمشیر زن بود به فرماندهی ابوسفیان به قصد ریشه کن کردن اسلام به 
مدینه حمله کردند. زمان آزمایش و فداکاری بود. مسلمانان با مشورت سلمان فارسی  
و پذیرش پیامبر مکرم (ص )، خندقی در اطراف مدینه کندند. دشمن به مدینه آمد. 
یکباره با خندقی وسیع روبرو شد. یهودیان "بنی قریظه " مانند دیگر یهودیان بنای  
خیانت و نفاق گذاشتند. لحظه های سخت و بحرانی در پیش بود. 
پیامبر مکرم (ص ) با طرحهای جالب جنگی صفوف دشمن را آشفته ساخت . عمرو بن 
عبدود، سردار کم نظیر مکه در جنگ تن به تن با علی (ع ) کشته شد، با ضربتی که از 
عبادت جن و انس بیشتر ارزش داشت ضربتی کاری  و موثر، دشمن به وحشت افتاد. 
بدبینی  بین مهاجمان و یهودیان - کمی آذوقه - تندبادهای شدید شبانه - خستگی زیاد 
- همه و همه باعث شد که ، پیروزی نصیب لشکر اسلام گردد و لشکریان کفر به سوی مکه 
فرار کنند.

جنگ خیبر

خیبر یا بهتر بگوییم وادی خیبر، هفت دژ بود، در سرزمین حاصلخیزی در شمال 

مدینه به فاصله سی و دو فرسنگ ، که پناهگاه مهم یهودیان بود. یهودیان بیش از 
پیش توطئه می کردند و مزاحم مسلمانان بودند. 
پیامبر اسلام (ص ) تصمیم گرفت این افراد منافق را سر جای خود بنشاند و شر 
آنها را دفع کند. بدین جهت دستور فرمود مسلمانان برای فتح خیبر عازم آن دیار 
شوند. پس از تلاش و مقاومت بسیار این سنگرها - یکی پس از دیگری - فتح شد. پس 
از فتح دژهای خیبر یهودیانی که در قریه "فدک " - در 140 کیلومتری مدینه می زیستند 
- بدون جنگ و مقاومت تسلیم شدند و سرپرستی پیامبر (ص ) را بر خود پذیرفتند. 
برابر قوانین اسلام ، جاهایی که بدون جنگ تسلیم می شوند مخصوص پیامبر (ص ) است . 
این قریه را رسول مکرم (ص ) به دخترش فاطمه زهرا (س ) بخشید، که ماجرای غصب 
آن ، تا زمان عمر بن عبد العزیز در تاریخ ثبت است و ما در زندگی نامه فاطمه 
زهرا (س ) از آن سخن می گوییم .


+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:27 توسط فاطمه پوررنجبر |


فتح مکه

در سال هشتم هجرت جریانی پیش آمد، که پیمان شکنی قریش را ثابت می نمود.
بدین جهت پیامبر مکرم (ص )، تصمیم گرفت مکه را فتح کند و آن را از ناپاکی بتها 
و بت پرستها پاک سازد. بنابراین با رعایت اصل غافلگیری ، بی آنکه لحظه فرمان 
حرکت و مسیر و مقصد حرکت برای کسی روشن باشد، پیامبر (ص ) روز دهم ماه رمضان ، 
فرمان حرکت صادر فرمود. ده هزار سرباز مسلمان به حرکت آغاز کرد. 
شهر مکه بدون مقاومت تسلیم شد. پیامبر (ص ) و مسلمانان وارد زادگاه پیامبر 
(ص ) شدند. بتها در هم شکسته شد و اسلام به پیروزی بزرگی نائل آمد. 
در این فتح ، پیامبر (ص ) که اختیار کامل داشت و می توانست از دشمنان 
سرسخت دیرین خود انتقام بگیرد، همه را مورد عفو و رحمت قرار داد و به تمام 
جهان ثابت کرد که هدف اسلام گسستن بندهای اسارت و بندگی از دست و پای افراد 
بشر است و فراخواندن آنها به سوی "الله " و نیکی  و پاکی و درستی . از این سال به 
بعد، گروه گروه به اسلام روی آوردند و با احکام حیات بخش و انسان ساز آن ، آشنا 
شدند. 
پس از فتح مکه ، غزوه حنین و غزوه طائف و غزوه تبوک و... اتفاق افتاد. در 
دو غزوه اول پیروزی با مسلمانان بود، اما در غزوه تبوک ، اگر چه پیامبر (ص ) با 
دشمن رو به رو نشد و نبردی نکرد، ولی یک سلسله بهره های  معنوی و روانی - در این 
غزوه بسیار پرمشقت - عاید مسلمانان گردید. پیامبر (ص ) با این سفر پر رنج ، راه 
را برای فتح شام و روم هموار ساخت و شیوه جنگ با قدرتهای بزرگ را به اصحاب 
وفادار خود آموخت .

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:26 توسط فاطمه پوررنجبر |


فوت فرزند دلبند پیامبر ( ص )

در سالهای گذشته پیامبر اسلام (ص ) با مرگ سه فرزند خود به نامهای قاسم و
طاهر و طیب و سه دختر به نامهای زینب و رقیه و ام کلثوم رو به رو شد و در فراق 
آنها متاثر گردید. 
اما این بار کودک دلبندش ابراهیم که از ماریه بود، قلب حساس پیامبر 
مکرم (ص ) را سخت آزرده کرد. پیامبر (ص ) در حالی که ابراهیم را در آغوش داشت 
و آن نو گل بوستان رسالت جان به جان آفرین تسلیم می کرد، این کلمات آتشین را 
فرمود: 
"ابراهیم عزیز! کاری از ما برای تو ساخته نیست . مقدر الهی نیز بر نمی گردد. 
چشم پدرت در مرگ تو گریان و دل او اندوهبار است ، ولی هرگز سخنی را که موجب 
خشم خداوند باشد، بر زبان جاری نمی سازم ...". 
برخی از اصحاب از گریه پیامبر (ص ) تعجب میکردند. اما پیامبر (ص ) در 
این جا مثل همه مراحل ، به مسلمانان درسی بزرگ آموخت : درس مهر و محبت نسبت 
به اولاد. 
"مهر و مودت به اولاد، از عالیترین و پاکترین تجلیات روح انسانی است و 
نشانه سلامت و لطافت آن می باشد" پیامبر عالیقدر (ص ) پیوسته می فرمود: 
(اکرموا اولادکم )، فرزندان خود را گرامی دارید و نسبت به آنها مهر بورزید. باری ، 
یگانه فرزندی که از آن حضرت به یادگار ماند و رشته تابناک ولایت و امامت را 
- در صفحه روزگار - پایدار ساخت ، دخت ارجمند آن سرور (ص ) یعنی فاطمه زهرا (س ) 
زوجه وصی آن حضرت ، علی (ع ) بود.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:26 توسط فاطمه پوررنجبر |


حجة الوداع " آخرین سفر پیامبر ( ص ) به مکه "

چند ماه از عمر پربار پیامبر عالیقدر اسلام (ص ) باقی  نمانده بود. سال دهم هجرت 
بود. پیامبر (ص ) اعلام فرمود: مردم برای انجام مراسم عظیم حج آماده شوند. بیش 
از صد هزار نفر گرد آمدند. پیامبر مکرم (ص )، با پوشیدن دو پارچه سفید، از مسجد 
شجره در نزدیک مدینه احرام بست و مسلمانان نیز همچنین . 
صدای گوش نواز: لبیک اللهم لبیک ، لا شریک لک لبیک ، در فضا طنین انداز 
شد. هزاران نفر این ندای ملکوتی پیامبر (ص ) را تکرار می کردند. شکوه عظیمی بود: 
وحدت اسلامی ، برابری و برادری تبلور یافت . 
پیامبر مکرم (ص )، برای اولین و آخرین بار مراسم و مناسک حج را، به 
مسلمانان آموخت . این سفر بزرگ نمایشگر ثمرات بزرگ و تلاشهای چند ساله پیغمبر 
اکرم (ص ) بود که جان و مال و زندگی خود را، خالصانه در راه تحقق آرمانهای اسلامی  
و فرمانهای الهی بذل کرد، و پیامهای الهی را به مردم جهان رسانید. پیامبر (ص ) 
در سرزمین عرفات - پس از نماز ظهر و عصر - هزاران نفر از مسلمانان پاک اعتقاد 
را، مخاطب ساخته چنین فرمود: 
"ای مردم ! سخنان مرا بشنوید - شاید پس از این شما را در این نقطه ملاقات 
نکنم - ای مردم ، خونها و اموال شما بر یکدیگر تا روزی که خدا را ملاقات نمائید 
مانند امروز و این ماه ، محترم است و هر نوع تجاوز به آنها، حرام است ". 
سپس مردم را به برابری و برادری فراخواند و به رعایت حقوق بانوان سفارش 
کرد و از شکستن حدود الهی بیم داد و از ستمکاری و تجاوز به حقوق یکدیگر بر حذر 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:25 توسط فاطمه پوررنجبر |


قرآن

قرآن شامل آیاتی است که در مدت 23سال بتدریج بر حضرت محمد (ص ) نازل شده 
است . قرآن شامل 114سوره کوتاه و بلند و نزدیک 6400آیه است . همه سوره های  
قرآن با (بسم الله الرحمن الرحیم ) آغاز می شود، جز سوره "برائة " یا "توبه ". تنظیم 
آیات قرآن بر مبنایی است که شخص پیامبر اکرم (ص ) دستور فرموده است . 
سوره هایی که در مکه نازل شده "مکی " و آنها که در مدینه نازل شده است 
"مدنی " نامیده می شود. هر سوره ، نامی دارد که آن نام ، در متن سوره آمده است ، 
مانند: نحل ، بقره ، علق و... به محض این که یک سوره یا یک آیه یا چند آیه بر 
پیغمبر (ص ) نازل می شد افراد مورد اعتمادی که به آنها "نویسندگان وحی " می گفتند، 
آیات را می نوشتند. معروفترین آنها عبارتند از: علی بن ابیطالب (ع ) - عبد الله 
بن مسعود - زید بن ثابت - معاذ بن جبل - ابی بن کعب و...، امتیاز قرآن بر دیگر 
کتابهای آسمانی اینست که ، در قرآن کوچکترین تحریف و تغییری وارد نشده است . 
قرآن معجزه باقیه و همیشگی پیامبر اکرم (ص ) است . در چند جای قرآن بصراحت 
آمده است که اگر در قرآن شک و تردید دارید چند سوره ، حتی یک سوره کوچک که سه 
آیه است ، مانند آن را بیاورند که هرگز دشمنان اسلام به چنین کاری توفیق نیافته و 
نخواهند یافت . 
قرآن فقط از جهت لفظ و فصاحت و شیوایی معجزه نیست ، بلکه از جهت معنی و 
دارا بودن احکام و نظامات استوار و قوانین ابدی  نیز معجزه است - هر چه علم 
بشر پیشرفت کند و پرده از اسرار جهان برگرفته شود، رمز جاودانی اسلام و قرآن 
روشنتر خواهد شد - قرآن تاکنون به بیش از صد زبان دنیا و به فارسی و انگلیسی و 
فرانسوی ، چندین بار ترجمه شده است . در قرآن بیش از همه چیز، به پرستش خدای  
واحد و صفات جلال و جمال خداوند و عظمت دستگاه آفرینش و سیر در آفاق و عوالم 
طبیعی و مطالعه در احوال گذشتگان و قوانین و احکام عبادی ، اجتماعی و قضائی و 
روز رستاخیز و سرگذشت انبیا بزرگ الهی و پند گرفتن از زندگانی اقوام گذشته 
توجه داده شده است . 
برای اینکه بتوانیم به لطف ظاهر و باطن عمیق قرآن پی ببریم باید - در درجه 
اول - با زبان فصیح و بلیغ قرآن آشنا شویم . 
قرآن راهنمایی  است راستگو، پایدار و خیرخواه 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:24 توسط فاطمه پوررنجبر |


رفتار و خلق و خوی پیامبر ( ص )

خداوند در حق رسول مکرمش محمد بن عبد الله (ص ) می فرماید: "انک لعلی خلق 
عظیم . براستی که بر خلق عظیمی هستی " (سوره قلم آیه 4) بنده ناتوانی چه می تواند 
در حق پیامبری که سراپا فضیلت و رحمت و منبع خیر و نیکی و بزرگواری است 
بگوید؟ آنچه می گویم قطره ای است از دریا. 
خوی پیامبر (ص ) و رفتار آن بزرگوار و کردار آن حضرت ، سرمشق مسلمین و بلکه 
نمونه عالی همه انسانها است و در حقیقت تجسم اسلام . پیغمبر (ص ) به همه 
مسلمانان با چشم برادری و با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد. آن چنان ساده و 
بی پیرایه لباس می پوشید و بر روی زمین می نشست و در حلقه یاران قرار می گرفت که 
اگر ناشناسی وارد می شد، نمی دانست پیغمبر (ص ) کدام است . در عین سادگی ، به 
نظافت لباس و بدن خیلی اهمیت می داد. وضوی پیامبر (ص ) همیشه با مسواک کردن 
دندانها همراه بود. از استعمال عطر دریغ نمی فرمود. همیشه با پیر و جوان مؤدب 
بود. همیشه در سلام کردن پیش دستی می کرد. تبسم نمکینی  همیشه بر لبانش بود، ولی  
از بلند خندیدن پرهیز داشت . به عیادت بیماران و تشیع جنازه مسلمانان زیاد 
می رفت . مهمان نواز بود. یتیمان و درماندگان را مورد لطف خاص قرار می داد. 
دست مهر بر سر یتیمان می کشید. از خوابیدن روی بستر نرم پرهیز داشت و می فرمود: 
"من در دنیا همچون سواری  هستم که ساعتی زیر سایه درختی استراحت کند و سپس کوچ 
کند". با همه مهر و نرمی که با زیردستان داشت در برابر دشمنان و منافقان بسیار 
شدت عمل نشان می داد. در جنگها هرگز هراسی به دل راه نمی داد و از همه مسلمانان 
در جنگ به دشمن نزدیکتر بود. از دشمنان سرسخت مانند کفار قریش در فتح مکه عفو 
فرمود و آنها هم مجذوب اخلاق پیامبر (ص ) شدند و دسته دسته به اسلام روی آوردند. 
از زر و زیور دنیا دوری می کرد. اموال عمومی را هرچه زودتر بین مردم تقسیم می کرد 
و با آن که فرمانروا و پیامبر خدا بود، هرگز سهمی بیش از دیگران برای خود 
برنمی داشت . براستی آن وجود مقدس مظهر و نمونه و سرمشق برای همگان بود.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:23 توسط فاطمه پوررنجبر |


زندگینامه حضرت محمد (ص)

نام:محمد بن عبد الله در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» نامیده بود.

کنیه: ابوالقاسم و ابوابراهیم.

القاب: رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، كریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، یس، طه‏ و... .

منصب: آخرین پیامبر الهى، بنیان‏گذار حكومت اسلامى و نخستین معصوم در دین مبین اسلام.

تاریخ ولادت: روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل برابر با سال 570 میلادى (به روایت شیعه). بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته‏اند.عام الفیل، همان سالى است كه ابرهه، با چندین هزار مرد جنگى از یمن به مكه یورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابیل مواجه شده، به هلاكت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت.

محل تولد: مكه معظمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى:عبدالله بن عبدالمطلب (شیبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قریش) بن كنانة بن خزیمة بن مدركة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.از پیامبر اسلام(ص) روایت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسید، همان جا نگاه دارید و از آن بالاتر نروید. اما در كتاب‏هاى تاریخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است كه فاصله بین عدنان تا حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن(ع) به هفت پشت مى‏رسد.

مادر: آمنه، دختر وهب بن عبد مناف.این بانوى جلیل القدر، در طهارت و تقوا در میان بانوان قریشى، كم‏نظیر و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روایتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏اش، ام ایمن جهت دیدار با اقوام خویش عازم یثرب (مدینه) شده بود، در مكانى به نام «ابواء» بدرود حیات گفت و در همان جا مدفون گشت.و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روایتى هفت ماه) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثویبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شیر دهد و از او نگه‏دارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حلیمه، دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار كرد. حلیمه گرچه دایه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد.

مدت رسالت و زمامدارى: از 27 رجب سال چهلم عام الفیل (610 میلادى)، كه در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال یازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏دار امر رسالت و نبوت بود. آن حضرت علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدینه طیبه بر عهده داشت.

تاریخ و سبب رحلت: دوشنبه 28 صفر، بنا به روایت بیشتر علماى شیعه و دوازدهم ربیع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال یازدهم هجرى، در سن 63 سالگى، در مدینه بر اثر زهرى كه زنى یهودى به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود. معروف است كه پیامبر اسلام(ص) در بیمارىِ وفاتش مى‏فرمود: این بیمارى از آثار غذاى مسمومى است كه آن زن یهودى پس از فتح خیبر براى من آورده بود.

محل دفن: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى) در همان خانه‏اى كه وفات یافته بود. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد.

همسران:

1. خدیجه بنت خویلد.

2. سوده بنت زمعه.

3. عایشه بنت ابى بكر.
4. امّ شریك بنت دودان.
5. حفصه بنت عمر. 
6. ام حبیبه بنت ابى سفیان. 
7. امّ سلمه بنت عاتكه. 
8. زینب بنت جحش. 
9. زینب بنت خزیمه. 
10. میمونه بنت حارث. 
11. جویریه بنت حارث. 

12. صفیّه بنت حىّ بن اخطب 


فرزندان: 

الف) پسران: 1. قاسم. او پیش از بعثت پیامبر اكرم(ص) تولد یافت. از این رو پیامبر(ص) را ابوالقاسم نامیدند. 
2. عبدالله. این كودك چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وى را «طیّب» و «طاهر» مى‏گفتند. 
3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت. 

2. عبدالله. این كودك چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وى را «طیّب» و «طاهر» مى‏گفتند. 
3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت. 

2. عبدالله. این كودك چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وى را «طیّب» و «طاهر» مى‏گفتند. 
3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت. 

2. عبدالله. این كودك چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وى را «طیّب» و «طاهر» مى‏گفتند. 

3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت. عبدالله و قاسم از خدیجه كبرى (س) و ابراهیم از ماریه قبطیه متولد شدند. وهرسه آنان در سنین كودكى از دنیا رفتند.

ب) دختران:1. زینب (س). 2. رقیه (س). 3. ام كلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).دختران پیامبر اسلام (ص) همگى از حضرت خدیجه(س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(ص) جز فاطمه زهرا (س) پیش از رحلت آن حضرت، از دنیا رفته بودند. تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(س)، آخرین دختر وى بود. این بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسان‏ها و مورد تقدیس و تكریم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطین و امّ الأئمة المعصومین(ع) است.گرچه پیامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خویش علاقه‏مند بود، اما در میان همسرانش بیش از همه، به خدیجه كبرى (س) و در میان فرزندانش بیش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏مند بوده و اظهار محبت و لطف مى‏فرمود. 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:18 توسط فاطمه پوررنجبر |