فاطمه رنجبر
مکتب «گوتیک» یکی از مکاتب محبوب هنری در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم میلادی است که تأثیر قابلتوجهی بر ادبیات جهان داشته است. در ایران نیز برخی از شاعران و نویسندگان با تأثیر از داستانهای وحشت غربی و برگرفته از برهههای تاریک تاریخ و اجتماع ایرانی، آثاری را به وجود آوردهاند که میتوان آنها را در رده «گوتیک» طبقهبندی کرد، در این میان شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» از فروغ فرخزاد یکی از نمونههای شعر گوتیک در ادبیات فارسی است. این شعر علاوه بااینکه یکی از هراسانگیزترین اشعار گوتیک در زبان فارسی به شمار میرود در سایه مضامین سوزناکش، از حزنانگیزترینها نیز هست. یکی از مهمترین ویژگیهای این شعر به خدمت گرفتن مضامینی است که لبۀ مخوف و ترسناک زندگی و جهان زیستی و ناراحتیهای روانی حاصل از آن را نشان میدهد. در این پژوهش تلاش شده است با استفاده از روش تحلیلی - توصیفی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای به بررسی جلوههای گوتیک در شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» پرداخته شود. نتایج پژوهش نشان میدهد شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» ازنظر فضاسازیهای و همانگیز، تاریک و مخوف، پریشانی عاطفی، عناصر ماوراءالطبیعه، پیشگویی و سخن گفتن از آینده، درگیریهای ذهنی بین دنیای درون و بیرون و توصیف شخصیتهای شرور و... با ژانر گوتیک همخوانی دارد. شاعر با خلق محیط و فضایی متناسب با ویژگیهای گوتیک زمینه آفرینش متنی را به وجود آورده است که هم در ژانر گوتیک طبقهبندی میشود و هم ویژگیها و عناصر سورئالیستی را به تصویر میکشد، بر همین اساس محتوای شعر آمیزهای است از رؤیا و واقعیت در فضایی پرالتهاب و مالیخولیایی. شاعر شعر را با حس تنهایی، تاریکی، عزا، ارواح و... آغاز میکند و تا انتها مخاطب را به فضایی غمآلود و ترسناک میکشاند.
ادامه متن : https://sipl.gu.ac.ir/article_211664.html
یادداشتها و پژوهشهایی میانرشتهای درباره ادبیات، فرهنگ و جامعه با رویکردی تحلیلی و جامعهشناختی