فاطمه رنجبر
در ادبیات کهن به خصوص ادبیاتی که مردان خالق آن بودهاند زنان بهطورکلی به دو دسته تقسیمشدهاند. دو تصویر اغراقآمیز از جنسیت زنانه که او را در قالب «زن اثیری و فرشته گون» و یا «زن فتانه» قرار میدهد. این نوع تصویرسازی از زن، خارج از ساختار خانواده و جدا از حوزه سیاست و اقتصاد نیست. البته وضعیت زنان در جوامع و دورههای مختلف تاریخی و در میان قشرها و فرهنگ های گوناگون متفاوت بوده است، اما بهطورکلی در بازنمودهای فرهنگی، دینی و ادبی، برساخت جنسیت و هویت زنانه از این دو حوزه خارج نشده است. در تصاویر و بازنمودهای ارائهشده تنها نقش زنان در قالب مادری را میتوان نقشی مثبت و بنا بر تعریف گذشتگان «مقدس» دانست و تصویر نوع دوم عموما چهرۀ زن را در نقش افسونگر، جادوگر، فتانه، روسپی و معشوقه برساخته است. درواقع در این دیدگاه افراطی درجاتی از نگاه تحقیرآمیز نسبت به زن در تمام جوامع دیده میشود؛ یعنی زنان صرفنظر از بعد مادری به علت داشتن ویژگیهای خاص زنانه تحقیرشدهاند. به عقیدۀ یونگ مادر برای جنس مؤنث، جنبۀ واقعگرایانه بیشتر و برای جنس مذکر وجه نمادین بیشتری دارد.در این خصوص یکی از نظریههای مهم فلسفۀ اجتماعی برساخت جنسیت که بهطور موازی با نظریات فروید از استحکام کافی برخوردار است توضیح میدهد که این نگرش دوگانه به زن را میتوان در مذاهب سامری جستجو کرد. مذاهبی که ثنویت ابرازشده آنها نهتنها محدود به تقابلهای جنسیتی به صورت افراطی است بلکه اساساً تنها روش و شیوه تفکری است که از دنیا و جهان ارائه میدهد. سمبل این ثنویت به صورت غیرمستقیم در هیئت تقابل خدا و شیطان، بد و خوب، بهشت و جهنم، مؤمن و کافر، فرشته و شیطان جلوهگر شده است. بر اساس این دنیای دوگانه، نفرت از «زن بد» و «تقدس زن خوب/مادر» با سرسختی تمام، تأثیر خود را در ناخودآگاه بشر و بخش قابلتوجهی از ادبیات مردانه گذاشته است؛ با توجه به اینکه فرهنگ تاریخی ایران/شرق عرصهای مردانه است؛ بنابراین از گذشته تا به امروز، مادری به عنوان برساختِ کاملاً زنانه در هالهای ازتقدسِ مضاعف در نهادهای اجتماعی قرار داشته و این مسئله با شدت هر چه تمام تر و به صورت اغراق آمیز به متون هنری و ادبی راهیافته است. ذکر این نکته ضروری است که تصاویر برساختی از جنسیت زنانه که بر این تقابل معنایی استوار است معمولاً در جوامعی که باقدرت مردسالار اداره میشوند نمود بیشتری پیدا میکند. بنابرتعریف فروید میتوان گفت مفهوم مادرانگی مقدس متأثر از سندرم فرشته ـ فاحشه (Madonna-whore complex) است. تصویر فرشته برساختی است از زنانگی است که امیال جنسی او انکار میشود و فاحشه زنی است که امیال جنسیاش را نمایان می سازد و بنابراین محترم نیست. در این گفتمان، مادر/ فرشته که بهدوراز حیطۀ میل جنسی نگاه داشته شده است در جایگاه مقدس قرار دارد، او موجودی آمیزش پرهیز است؛ بر این اساس هرگونه ارادۀ جنسی و بازنمود تمایلات جنسی به هر شکلی در زنان با تعریف فاحشگی در یک رتبه قرار میگیرد. درواقع سناریوی جنسی زندگی مردانی که در جوامع مردسالار زندگی میکنند بر همین اساس رقم میخورد. طبق عقیدۀ فروید در دنیای معاصر به خصوص در جوامع پدرسالار، نهتنها از ارزشهای تفسیری این گفتمان کاسته نشده است بلکه بیش از پیش، بر سلامت منطقی و روایی آن نیز افزودهشده است. طبق این نگرش مردمان جوامعی که این سندرم را در خود درونی کردهاند از عقدۀ «مادر مقدس» رنج میبرند و معمولاً برای رفع نیاز جنسی به معشوقهها پناه میبرند، آنها حین عمل جنسی گاه به زنان بیاحترامی کرده و حتی حس هجوم و تصرف نسبت به بدن زن را به نمایش میگذارند. همین مردان برای ازدواج تمایل شدیدی دارند که «زن پاک» یا «باکره» را برای زندگی بیابند. طبق این ایده آغوش «مادر» همیشه پاک و ستودنی است و آغوش «زن» دام گاه آدم/مرد است.
یادداشتها و پژوهشهایی میانرشتهای درباره ادبیات، فرهنگ و جامعه با رویکردی تحلیلی و جامعهشناختی