نویسنده : فاطمه رنجبر
آزادی زنان جنبشی بین المللی است، نه از نظر سازمانی بلکه از نظر هویت و هدف های مشترک. در همۀ کشورها که جنبش های آزادی و پادگفتمان های جنسیتی سر بر آورده اند شرایط و تبعیض های موجود بر ضد آنان کمابیش مشابه بوده است . شاید این مشابهت در رشد گفتمان های نوین بی تاثیر نبوده و چه بسا حتی می تواند پیش شرط آن باشد. بسیاری از هواداران گفتمان های نوین جنسیتی ارتقای آگاهی را مهم ترین ارمغان جنبش های سیاسی می دانند ، این آگاهی زمانی به وجود می آید که زنان برای گریز از سرخوردگی نامعین زندگی خصوصی، پا به جنبشی می گذارند که در آن به نظرشان می آید که آنچه تا کنون معضلی فردی بوده در حقیقت از معضلی اجتماعی است و از این رو مسئله ای سیاسی . تبدیل ترس های فردی و فروخوردۀ زن به آگاهی مشترکی از معنای اجتماعی آن ها ، بیرون ریختن خشم و تشویق و کوشش برای به زبان آوردن مسائل دردناک در راستای بازی جنسیت ها و تبدیل آن به مسئلۀ سیاسی ، در واقع همان فرایند ارتقای آگاهی است. پدیدار شدن ارتقای آگاهی در کشور/اجتماعی که سراپا شیفتۀ روش های تباه شدۀ سنتی و کلاسیک جنسیتی بوده است ، نکته ای چشم گیر و قابل تامل است که هیچ روشنفکری نمی تواند به آن بی تفاوت باشد. بسیاری از شعارهای اخیر حاوی عناصر معارضه جویانه توسط طبقه ای است که خود را در مقابل قدرت سرکوب شده می یابد و بر این اساس از صور خاصی از استراتژی های گفتمانی مانند شعار ، سرود ، ترانه و... استفاده می کند.
بسیاری از کسان که به دنبال حرف تازه ای در راستای ایجاد گفتمان های جدید در مورد جنسیت هستند این بحث را دارند که آزادی زنان در واقع آزادی مردان نیز هست، در این راستا بسیاری استدلال می کنند که یک جنبش گفتمانی تا نتواند اهمیت خود را به مردان بقبولاند یا دستکم ایده های خود را برای آن ها روشن کند به جایی نخواهد رسید. در این خصوص در شعارهای وقایع اخیر می توان ردپای این استدلال ها را دید. در حقیقت چگونه یک جنبش می تواند بدون جنس دیگر آزاد باشد؟ واضح است که هر دو جنس از کلیشه های جنسیتی ستم می بینند. وقتی زنان مدعی می شوند که می خواهند ساختار جامعه را عوض کنند که سیستم را سرکوب گر را نیازمند مقابله در تمامی سطوح می دانند. در یک شمای کلی این جنبش با شعار مشخصی که دارد از نظر مفهومی علنی ترین گفتمانی است که تاکنون از طریق زنان مطرح شده است و از این گذشته موفق شده است انقلابی ترین حرف ها را در قالب یک شعار مشخص در عرصۀ عمومی مطرح کند و همین سبب می شود که پرسش های بسیاری به میان آیند به خصوص در بارۀ جامعه ای که مثل همیشه زنان را درکارشان جدی نمی گیرد. در این خصوص در روایات زنان می توان مطالبۀ توسعۀ فضای اجتماعی سیاسی را دید که مرزهای محدود کنندۀ اجتماعی را به چالش می کشد. به زبان ساده مطالبۀ زنان این است که در شمار آورده شوند و فضای اجتماعی شان توسعه یابد. گفتمانی که نوید شکل تازه ای از فمینیسم را (در ایران) می دهد. ذکر این نکته ضروری است که فمینیسم امروزه در جهان فقط یک جنبش اجتماعی نیست بلکه نوعی معرفت شناسی است که نظام معنایی جدیدی را برای مشارکت شهروندان در زندگی اجتماعی و نیز فرآیند توسعه پایدار بدون توجه به تمایزهای جنسیتی پدید آورده است. این نظام معرفتی با توجه به گسترش مهارناپذیر نظام ارتباطات، جهانی شده و به کشور ما نیز راه یافته و آثار چشمگیری بر مطالبات اجتماعی و سیاسی جامعه و زنان باقی گذاشته است. اما آنچه که باید در این میان بدان توجه داشت این است که تحقق خواسته ها و مطالبات زنان مستلزم دگرگونی های گفتمانی ـ ایدئولوژیک است. تغییرات اقتصادی که نسل تازۀ جوانان تحصیل کرده را به صدر این جنبش رانده و انگیزه حمله به نهاد های گفتمانی را فراهم کرده است زمانی ایجاد شده که این قشر دریافت وظایفی بزرگتر از پیشینیان خود که عمدتا زنانی سنتی و مردساخته اند دارند، زنانی که چنان به گفتمان مردسالار و وجود مردان سخنگو که همیشه نقش فرادست را دارا بوده اند، عادت کرده اند که در غیاب آنان سردرگم می شوند. این نسل همچنین دریافتند به زنانی که از عهدۀ شناخت شکل های ویژۀ ستم در زندگی شخصی خود بر نمی آیند نمی توان چندان اعتماد کرد تا دربارۀ شکل های ستمی حرف بزنند که بر زنان دیگر می رود . در اینجا زنان در ابتدا باید شکل های ویژۀ ستم را بشناسند که در زندگی خودشان وجود دارد ، در حقیقت اگر نتوانیم با مشکلات خود به شکلی نقادانه رویاروی شویم حق نداریم ادعا کنیم راه حلی برای مشکلات افراد دیگر پیدا کرده ایم.
برابری جنسیتی، توسعه انسانی و تحول گفتمان
همان گونه که اینگلهارت و ولز در کتاب نوسازی، تغییر فرهنگی و دموکراسی (1389) بیان می کنند برابری جنسیتی، جنبه ای از فرآیند توسعه انسانی است که از لحاظ اهمیت با روند جهانی گذار به دموکراسی قابل مقایسه بوده و با آن قرابت و پیوستگی بسیاری دارد، لذا برابری جنسیتی یکی از جنبه های مهم نوسازی است این دگرگونی از نقش های جنسیتی تثبیت شده، بخشی از دگرگونی انسان گرایانه گسترده تر مرتبط با رشد ارزش هایی همچون افزایش تساهل، تنوع انسانی و نگرش های ضدتبعیض است. در همین راستا به نظر می رسد امروزه مطالبات جدیدی برای مشارکت شهروندان ایرانی در زندگی اجتماعی و فرآیند توسعة پایدار بدون توجه به تمایزهای جنسیتی، شکل گرفته است. تحقق چنین مطالبه ای ، مستقیما مربوط وارد کردن عدالت جنسیتی و شایسته سالاری در برنامه های توسعه اجتماعی و سیاسی است. در این راستا مطرح ساختن جدی مسئله جنسیت فارغ از ساخت های سنتی و ایدئولوژیکی آن و توسعه در برنامه های ملی، مستلزم تغییراتی مناسب در رویه و ساختار اندیشگی در تدوین برنامه های توسعه است. بدین معنی که وارد کردن موضوع زنان و عدالت جنسیتی در توسعه نیازمند آن است که با نقد فلسفه هایی که زن را صغیر، فرودست، ناتوان و تحت قیمومیت مردان دانسته و انان را احساساتی و فاقد قوۀ تعقل تلقی میکنند، خردمندانه برخورد گردد و با استفاده از تفکری نقادانه درباره نقش سازنده زنان در بازسازی ارتقای اجتماعی و توسعه بر طبق الزامات جامعه نوین و شرایط امروزین جهان بازاندیشی شود. با افزایش آگاهی های زنان و به پیروی از آن، افزایش چشمگیر مطالبات زنان در طول دوره های مختلف و تشکیل نظام های معنایی متفاوت از هویت زنانه، گفتمان های سیاسی نیز با توجه به الزامات دموکراسی و حقوق شهروندی، باید معناهای متناسب از هویت های شکل گرفته زنان در جامعه کنونی را در سامانه نشانگانی خود بگنجانند چه در غیر این صورت زنان به مثابه نیمی از جمعیت جامعه نظام های معنایی آن گفتمان ها را طرد کرده و جایگاه آنها را به زیر سؤال برده و متزلزل خواهند ساخت. نکته قابل تأمل دیگر در این میان این است که استمرار و بازتولید تنازعات گفتمانی در برخی عرصه های مهم از قبیل خانواده، مسئله حجاب، روابط زن و مرد و حقوق زنان برای نظم اجتماعی و یکپارچگی اجتماعی کارکرد منفی داشته و ممکن است در دراز مدت ضمن به چالش کشیدن نظام معنایی و هنجاری آنها، موجب شکل گیری جنبش زنان در تخاصم با نظم اجتماعی حاکم شود. نتیجه این که بهتر آن است که نگاهمان را به سکسوالیته و جنسیت به عنوان مقولات تحلیلی کارآمد تغییر دهیم و ضروری است گفتمان های مختلف درون ابرگفتمان جنسیتی، فارغ از تنازع و تخاصم های ارزشی که تاریخ مصرف شان گذشته، ضمن توجه به حقوق زنان در قوانین جاری کشور، ایجاد فرصت های برابر برای هر دو جنس را در برنامه های اجتماعی جریان سازی کنند.
یادداشتها و پژوهشهایی میانرشتهای درباره ادبیات، فرهنگ و جامعه با رویکردی تحلیلی و جامعهشناختی